توی اون کوچه ی دور مانده از همه جا دور مانده از هر چیز که بدت میاید بنشین و سیگارت را روشن کن توی آن کوچه تب کن ، مریض باش ، بمیر چه ایرادی دارد ! توی آن کوچه بخواب .
کمی دور تر بایست از کسالت های وحشیانه همان هایی که همه جا میشنویشان پدرسگ ها همه جا هستند رخنه کرده اند انگار در همه جای این شهر بگذریم همیشه اینجور بوده..
آی خدا درد دارم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر